تبليغاتX
از تو و کمی هم از من

دوشنبه هفتم آبان 1386 ساعت 22
دوستای خوبم

من زنده شدم

دوباره.

تو www.ammeforough.blogfa.com

منتظرتونم

از این بعد با وبلاگ "یه تیکه از من"میخوام برم رو مختون

مجبورین تحمل کنین

نوشته شده توسط فروغ | موضوع: | لینک ثابت |
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت 22

تموم شد

گفت دلش نمی خواد دوسش داشته باشم

اگه اون میخواد

باشه

هرکی میگفت نمی تونستم

اما اون فرق میکنه

اون همه چیز منه

مهدی من،

برای همیشه

من

فراموشت نمیکنم

اما

دیگه دوست ندارم.

 

اینجا نوشتن من ،به خاطر عشقی بود که واسش جون میدادم

حالا که عشقی نیست

خداحافظ

نوشته شده توسط فروغ | موضوع: | لینک ثابت |
یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت 23

تمام روزو منتظرت بودم

چشمم به تلفن خشک شد

نه برای تبریک روز تولدم

برای شنیدن صدات.

ما هیچوقت اینو از هم نگرفته بودیم

تو بدترین شرایط روز تولد همدیگه رو یادمون نمیرفت

تو یادت نرفته،یعنی گوشیت نمیذاره یادت بره

نمیدونم چرا؟

نمیدونم چرا همین یه امیدمم ناامید کردی

ولی عزیزم

اشکالی نداره

باید کم کم عادت کنم

.....

نوشته شده توسط فروغ | موضوع: | لینک ثابت |
پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 ساعت 23

وقتی تو با یه ماه درس خوندن دانشگاه دولتی قبول شدی،

من کپ کرده بودم

یادمه اینو با تعجب به همه میگفتم

اونوقت از نگاه تحسین امیز دیگرن لذت میبردم

منم یه ماه درس خوندم

دولتی قبول شدم

ولی......

خب تو هیچوقت به من افتخار نکردی

نمیکنی

نوشته شده توسط فروغ | موضوع: | لینک ثابت |
جمعه شانزدهم شهریور 1386 ساعت 14

برای زنده بودنم

 من نیاز به اب ندارم

نه به هوا

نه به نور

نه به خاک

حتی نه به تو

من با تو زنده ام

به تویی که بی منی و با من

نوشته شده توسط فروغ | موضوع: | لینک ثابت |
پنجشنبه هشتم شهریور 1386 ساعت 22

یادته؟اون شب؟

گفتی فروغ دوست داری با هم بمیریم،

دوست داشتم

گفتی بریم بزنیم به این کامیون؟

یادته؟

رفتیم

اما

خب تو داشتی باهام شوخی میکردی.

ولی یادمه وقتی داشتیم میرفتیم به طرف کامیونه همه ی ماشینای پشت سرمون

بوقاشون و یکسره کردن.

قبل از اینکه فرمون و کج کنی

قلبم واستاده بود

مطمئنم که تو یادت رفته ولی من

هیچوقت فراموشش نمیکنم

نوشته شده توسط فروغ | موضوع: | لینک ثابت |
پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت 0

اگه تو یادت رفته باشه من میتونم یادت بیارم

میتونم هزار بار یه خاطره ی تکراری رو با همه ی جزئیاتش بیارم جلوی چشمات

اگه تو یه جایی اون ور دنیا منتظر من باشی من میتونم همه ی راه و بدوام

اگه شبا خوابت نبره میتونم همه ی ستاره ها رو دونه دونه واست بشمرم

اگه سردت بشه من میتونم با نفسام گرمت کنم

اگه وجودم اذیتت کنه من میتونم بمیرم

اما اگه خوش نباشی............

 

نوشته شده توسط فروغ | موضوع: | لینک ثابت |
سه شنبه سی ام مرداد 1386 ساعت 12

بارون و نمی بخشم

که اون روز بارید...

نوشته شده توسط فروغ | موضوع: | لینک ثابت |
شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ساعت 18

روزی که با هم شروع کردیم یادته؟

همه چی بایه مسخره بازی شروع شد

کی فکرشو میکرد منو تو 2 سال با هم بمونیم؟

کی فکرشو میکرد تو عاشق من بشی؟،

من قدرتو ندونم.

کی فکرشو میکرد من عاشق تو بشم؟،

تو تنهام بذاری.

میگفتن شما دو تا رو فقط مرگ از هم جدا میکنه

چی ما رو از هم جدا کرد؟

نوشته شده توسط فروغ | موضوع: | لینک ثابت |
چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 ساعت 18

بیا ای خسته خاطر دوست!ای مانند من دلکنده و غمگین

من اینجا بس دلم تنگ است.

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بیفرجام بگذاریم

 

ثالث

نوشته شده توسط فروغ | موضوع: | لینک ثابت |